صلح، عشق و آزادی چگونه شروع شد؟

ما همه خواهیم مرد (We’re All Gonna Die) نام مجموعه‌ای است که عکاس آلمانی Simon Hoegsberg طی بیست روز عکاسی از مردم در تابستان ۲۰۰۷ از نقطه‌ی ثابتی در برلین تهیه کرده است. عکاس تمام عکس‌ها را در یک عکس کلی به طول صد متر و در قالب فرمت فلش به یکدیگر متصل کرده است. Simon می‌گوید که این مجموعه با هدف ایجاد رعب و وحشت نامگذاری نشده است؛ بلکه مقصود بزرگ‌نمایی زیبایی زندگیست. در واقع اگر امیدها، آرزوها و تجربیات‌مان را به جای معاشرت با دیگران برای خودمان نگه داریم سرانجام بی‌آنکه عشق و بسیاری اطلاعات ارزشمند را با اطرافیان‌مان شریک شویم، خواهیم مرد.

بارها و بارها دیدن این مجموعه ارزش دارد و چند سال پیش که برای اولین بار دیدمش ذهنم را به شدت درگیر کرد. اکنون پس از دو سه سال از آن تاریخ فرصتی پیش آمده است که با الهام از این مجموعه، مجموعه‌ای مشابه را با نام «صلح، عشق و آزادی» (Peace, Love and Freedom) در ملبورن استرالیا شروع کنم. به این ترتیب که هر هفته در نقطه‌ی ثابتی در مقابل قدیمی‌ترین ایستگاه قطار ملبورن و در شلوغ‌ترین چهارراه شهر از مردم در حدود یک تا دو ساعت عکاسی می‌کنم و منتخبی از عکس‌ها را در صفحه فیس‌بوکم قرار می‌دهم.
در این مجموعه سعی کرده‌ام روند زندگی را در یکی از چندملیت‌ترین جوامع دنیا به تصویر بکشم؛ و تاکید کنم که چطور انسان‌ها می‌توانند با نژاد، عقیده، زبان و رنگ مختلف به آرامی و در «صلح» با هم زندگی کنند؛ و یادآوری کنم که «عشق» در زمان کهنه نمی‌شود و مفهومی فراتر از هم‌خوانی ملیت و عقیده دارد؛ و تکرار کنم که هر انسانی در انتخاب ظاهر و نحوه پوشش خود «آزادی» دارد.

خوشبختانه در هشت هفته‌ای که تاکنون برای این مجموعه عکاسی کرده‌ام با عکس‌العمل بدی از سوی آدم‌ها روبرو نشده‌ام. عده‌ای حتی با روی خوش جلو می‌آیند و از روی کنجکاوی در مورد اینکه چرا عکاسی می‌کنم می‌پرسند. برخی از نوجوان‌ها نیز عکس‌العمل‌های جالبی دارند. توریست‌ها هم گاهی دوربین‌شان را دستم می‌دهند تا با پیش‌زمینه ایستگاه قدیمی عکس‌شان را بگیرم!
از نظر قانونی، و بر طبق قوانین منتشر شده از سوی Arts Law Centre of Australia در استرالیا عکاسی در مکان‌های عمومی آزاد است و منتشر کردن عکس‌ها، در صورت تجاری نبودن پروژه و خدشه وارد نکردن به شهرت اشخاص، آزاد است و نیازی به تهیه رضایت‌نامه قانونی از شخص مورد نظر در عکس وجود ندارد.
از نظر تکنیکی، تمام این عکس‌ها با دوربین Canon 40D، لنز Canon 70-200mm f4 L IS USM و یک تک‌پایه گرفته شده‌اند. اغلب عکس‌ها با سرعت شاتر بالا (چیزی حدود یک پانصدم ثانیه)، برای جلوگیری از محو شدن صورت‌ها بدلیل حرکت آدم‌ها و عدد اف کم (مثلا f4.5)، برای محو کردن پیش‌زمینه و تاکید بیشتر روی سوژه، گرفته شده‌اند. تک‌پایه نیز در مقایسه با سه‌پایه در مکان‌های شلوغ و موقعیت‌هایی که دوربین نبایستی بطور کامل ثابت باشد، کاربردی‌تر است. به عبارت دیگر تک‌پایه سبک‌تر است و دست عکاس را برای تنظیم دوربین در موقعیت دلخواه بیشتر باز می‌گذارد.

این مجموعه هنوز ادامه دارد و هنوز تصمیمی برای نقطه‌ی پایان آن نگرفته‌ام. امیدوارم که روزی این کار را در ایران نیز انجام دهم یا حتی کسی با دیدن این مجموعه ترغیب شود که مجموعه مشابه‌ای را در محل زندگی‌اش آغاز کند.
در انتها آرزو می‌کنم که انسان‌ها ورای عقیده، ظاهر و مرز جغرافیایی تحت عنوان «همنوع» با صلح، عشق و آزادی در کنار یکدیگر زندگی کنند.

مشاهده کنید:
سری اول
سری دوم
سری سوم
سری چهارم
سری پنجم
سری ششم
سری هفتم
سری هشتم
سری نهم



۴ نظر براى “صلح، عشق و آزادی چگونه شروع شد؟”

  • mehrdad:

    ایده جالبیه، ممنون که به اشتراک گذاشتید امیدوارم موفق باشید
    فــکرشم میکنم که برم تو شهر کوچکمون اینجا در ایران از مردم عکاسی کنم
    مو به تنم سیخ میشه مغازه دار های تو ذهنم میاد که در حالی که من رو گرفتن دارن میزنن
    داد و هوار میکنن
    این از ناموس مردم فیلم میگره و بقیه ماجرا …
    نمیدونم شاید من زیاد بد بینم
    اما عاشق عکاسی خیابانی ام ولی خیلی سختـــــــــــــــه اینجا خیلی
    کاش میتونستم منم این کار و اینجا انجام بدم بچه ای رو دارم که بهش آب نبات فقط نشون دادن :(
    *راستی عکس ها رو این صفحه نمیشه دید یه مشکل کوچیک

    • mehrdad:

      منظورم حس بچه ای بود ، ببخشید :)

    • احسان:

      مهرداد عزیز. ممنون بابت نظرت. من اون مشکل رو اول دیدم و بنظرم حلش کردم! اما نمی‌دونم چرا سر جاش بود. الان مطمئنم که درستش کردم.

      در مورد عکاسی در ایران هم حق با توئه. دقیقا مطمئن نیستم چیزی که می‌گم درسته یا نه اما شنیدم که عکاسی داخل شهر اون هم بدون مجوز با دوربین حرفه‌ای از نظر قانونی ممنوعه. بماند که به قول تو عکس‌العمل مردم چندان خوب نیست. با این وجود زمانی که ایران بیام این کار رو خواهم کرد!
      ببین من تمام این عکس‌ها رو از نقطه‌ی ثابتی گرفتم. در واقع اگه محلی رو در شهرتون پیدا کنی رفت و آمدها زیاده و البته سد معبر نیستی برای عابرین می‌تونه این کار رو با یه لنز تله انجام بدی.

      در هر حال بازم ممنون که وقت گذاشتی.

  • تبسم:

    سلام من یک عکاس آماتورم…همیشه درباره عکاسی یه عالمه سوال تو ذهنم داشتمودارم اماهیچکس نبوده که بتونم ازش بپرسم….چه خوب که وبلاگ شماروپیداکردم تاازتون بپرسم….اولین سوالم هم اینه:توی اولین عکس همین پست عکاس چطوری فقط ۲نفرروبه صورت واضح نشون داده وبقیه مات وتارن؟توی خیلی از عکسهااین مدلو دیدم…مثلن عکسهایی که توی شلوغی گرفته میشه فقط تصویریه آدم یا…واضح وشفافه وبقیه تار ومات….این تارکردن یه بخشی از عکس وواضح کردن بخشی دیگرچطوری انجام میشه؟؟؟ممنونم ازتون

نظر بدهيد

*


کاریکلماتور

Karikalamator blog

تبلیغات
اخبار سايت

برای دریافت آخرین مطالب و عکس‌ها در صفحه فیس‌بوک من عضو شوید.

موضوعات
خروجى‌هاى آر‌اس‌اس