چرا عکس می‌گیرم؟ – قسمت اول

سوال، سوال سرراستی است اما جواب سرراستی برای آن وجود ندارد! در واقع، توضیح آن همه عشق و علاقه و تمام افکار و ایده‌هایی که حول عکاسی می‌چرخد، به شخصه برایم دشوار است! اگر شاید عکاس خبری و یا عکاس جنگ بودم پاسخ دادن به این سوال برایم آسان‌تر بود. اما قضیه برای کسی که دوست دارد هر نوع سبک عکاسی را تجربه کند و عکاسی را به عنوان بخشی از سرگرمی‌اش در نظر گرفته متفاوت است. اگر بخواهم دقیق فکر کنم و روی اصلی‌ترین عامل متمرکز شوم، احتمالا ثبت لحظه را به عنوان عامل عکس گرفتنم اعلام کنم. شاید این چیزیست که یک عکس و فیلم قدیمی را از یکدیگر متمایز می‌سازد و به شخصه عکس را به فیلم ترجیح می‌دهم. اما عامل دیگری که به ذهنم می‌رسد، نشان دادن صحنه‌هاییست که از زاویه دید چشم آدمی پنهان می‌ماند و یا صحنه‌هایی که ما به راحتی از کنار آن‌ها عبور می‌کنیم. در واقع عکس به مانند یک تشدید، توجه بیننده به اطرافش را بیشتر جلب می‌کند. تشدیدی که محدودیت زبانی ندارد.
در ادامه نظر سایرین را در مورد این سوال خواهید خواند. شما اگر علاقمند هستید که به این سوال پاسخ دهید می‌توانید نظرات خود را در از طریق این آدرس ثبت کنید.

سینا عزیزی
تمام زندگی ما در پی رسیدن به آرامش است.عشق ، ثروت ، علم .. همه اینها برای ما برای رسیدن به آرامش است.اما هر کس از راه خودش به این آرامش می رسه.به نظر من یکی از بهترین راه های رسیدن به این هدف هنر است.یکی ساز می زنه آروم میشه یکی نقاشی می کشه آروم میشه.عکاسی یکی از اون هاست.عکاسی کردن برای من برای رسیدن به اون آرامش هست رسیدن به اون لذت و حس ناب درونی.گفتن حرف ها و نشون دادن زیبایی هایی که شاید در کلمات بیانش سخت باشه برای ما.
یکی دیگر از حس هایی که بشر همیشه در آرزوی رسیدن به اون بوده حس جاودانگی هست.انسانها همیشه از فراموش شدن و تمام شدن می ترسند.از چندین هزار سال پیش تا الان بشر با اختراع سنگ قبر در پی جاودانه بودن بود.چون بعد از از بین رفتن جسم و روح فقط سنگ هست که همیشه با قی می مونه در این جهان و از بین نمیره.همیشه سعی داشت با به جای گذاشتن ردی از خود و نشانی از خود جاودانه بمونه.عکاسی یکی از راه های جاودانه کردن لحظات است.ثبت کردن تاریخ.ماندگار شدن در زمان.هر چقدر سن ما زیاد تر میشه سن عکس ها کمتر میشه و فاصله بین ما و عکس ها بیشتر میشه.ما به آینده پیش می رویم و عکس ها به گذشته و گذشته تر.یکی از اهداف عکاسی از نظر من ثبت لحظاتی است که دیگر پیش نمی آید.برای یک بار در جهان اتفاق می افتد و اون لحظه تمام می شود ولی با عکس اون لحظه اون منظره اون حس همیشه جاودانه خواهد ماند.

فرزانه کریمی
من چون بیشتر عکاسی از طبیعت و آثار تاریخی رو دوست دارم بنابراین جوابم اینه که چون وقتی یه صحنه ی زیبا و دلنشین میبینم که ممکنه تا آخر عمرم دیگه نتونم اونو ببینم و با تمام وجود از اون منظره لذت میبرم به همین خاطر ازش عکس میگیرم تا هروقت نگاهش میکنم لذت اون لحظه دوباره در من به وجود بیاد…

امید اخوان
اون اولا من فقط عکس می گرفتم که یادم بمونه کجا رفتمو چیکار کردمو کیو دیدم…همین! اما با گذشت زمان شروع کردم لذت بردن. من همیشه فکرم خیلی مشغوله و فقط موقع عکاسیه که من در لحظه زندگی می کنم و به هیچ چیز جز موضوع عکسم فکر نمی کنم…در واقع برام یه جور مدیتیشنه. با پیشرفتم در عکاسی متوجه شدم من با عکس گرفتن می تونم دید منحصر بفرد خودمو با بقیه به اشتراک بذارم و بگم من چگونه آدمها لحظات و دنیا رو می بینم. خصوصا به بیننده هام یاداوری کنم که کلی صحنه و لحظه زیبا دور و ور هممون هست اما به خاطر این زندگی شلوغ پلوغ هیچکدومو نمی بینیم و از کنارشون رد می شیم. هدفم اینه که بتونم چشم آدما رو طوری تمرین بدم که بتونن این زیبایی ها رو ببینن.

محمد
چرا عکس میگیرم؟ بقوله معروف چرا عکس نگیرم،دوسش دارم خیلی دوسش دارم ،جاش رو نمیدونم با چی میتونم پر کنم، ،حسی که بعد از گرفتن یک عکس خوب رومیخوام همیشه داشته باشم و دیدنی که خیلیا ندارن و چیزایی که خیلیا نمیبین من میخوام ببینم.

fatima
لحظه ای که اتفاق میافته تکرار نشدنیه من عاشق ثبت این لحظه هام.من دوست دارم صحنه هایی که به چشم من میاد را به بقیه نشون بدم و بگم تا حالا اینو دیده بودی؟این صحنه ها شاید تکراری ترین صحنه ها باشند اما زمانی که در یک قطعه عکس ثابت میشوند, دیده میشوندو این به گمان من اعجاز عکاسی است.

شازده کوچولو
زیرا خواهان شناسایی چهارچوب ذهنی خودم هستم. وقتی عکس می گیرم، می فهمم ذهنم نسبت به چه چیزهایی حساس و نسبت به چه چیزهایی غیر حساس است. علاوه بر این دید من نسبت به دنیای بیرونم، هر روز نکته سنج تر و شارپ تر می شود.

آرمان
عکس ثبت خاطرست، همه‌جورش خوبه.

احسان
در جایی نوشته بودم : من یه عکاس آماتور هستم که عکاسی سرگرمی حرفه ای من است !
من عکاسی میکنم همونطوری که دیگری ماهیگیری میکنه ، کوهنوردی میکنه ، ساز میزنه یا درس میخونه حتی ! عکاسی میکنم تا بتونم در طبیعت راه برم ، تاریخ و جغرافیا بفهمم ، معماری رو درک کنم ، با مردم حرف بزنم و از احوالشون آگاه بشم و بعضی وقتا دیوانه وار نقاشی های ونگوگی ترسیم کنم !
عکس میگیرم تا به جزئیات دقت کنم ، ارزش لحظه رو بدونم و سرعت عمل رو یاد بگیرم . عکس میگیرم تا تفاوت ها رو لمس کنم . عکس میگرم تا خستگی و ناراحتی و خوشحالی خودم رو پشت پیکسل ها مخفی کنم یا بروز بدم . عکس میگیرم تا یاد بگیرم .
عکاسی برای من نه شغل و است و نه اجبار . عکاسی سرگرمی ِ حرفه ای من است …

امین
عکس میگیرم
چون هستم!

مصطفی
معمولا بیشتر واسه اینکه حس اون لحظه رو ثبت کنم

Vahid
چون دوست دارم.

Sina Negatic
چرا عکس میگیرم … سوال سختیه ، شاید یکی مثل من عکاسی تنها راهیه که میتونه منظور و احساسات درونش رو به راحتی به دیگران منتقل کنه و اگر روزی به هر دلیلی نتونیم عکس بگیریم احساس میکنیم زبونمون رو ازمون گرفتن.

مهدی اقاسی
چون عکاسی را دوست دارم و از این کار لذت می برم.

Golnoosh
عکس می گیرم که اولا خاطره هامو بتونم بعدا ببینم.دوما اگه عکسم خوب دراومد به دوستام نشون بدم یا آپلود کنم تو اینترنت ملت ببینن و نظر بدن.

بهناز
چون بازگشت به خاطرات رو دلنشین و جذاب میکنه

حسین بابایی
سوالی که در ذهنت به وجود آمده یه سوال هست که می‌تونه به تعداد نفراتی که ازشون این سوال رو پرسیدی جواب داشته باشه. اما یه چیزی بین تمام عکاسان هنری هست و اون هم این هست که چیزی رو که می‌بینن از دریچه‌ی چشم دوربین به دیگران نشون بدن. مبحث فلسفی در مورد عکس و عکاسی این روزها به این قضیه دامن زده و اون رو گسترش داده.
واسه شخص من نشان دادن چیزی که بهش فکر می‌کنم و تلاش می‌کنم اون رو به دیگران نشان بدم. اما تلاش می‌کنم در عکس‌هایی که می‌گیرم تفکری که پشت اثر هست رو به بیننده القا کنم تا بیننده به عنوان مثال در پشت یک مجموعه عکس طبیعت به چیزی برسه که من می‌خوام. نه ذاتا یک تصویر از یک لوکیشن و یک ضبط تصویری.



۸ نظر براى “چرا عکس می‌گیرم؟ – قسمت اول”

  • فرتوس بهروزیان:

    با درود……..

    به نظر من افراد مختلف دیدگاه های مختلفی دارن…که همین موجب به وجود اومدن سبکهای مختلف عکاسی میشه…مثلا عکاسی مدلینگ برای شرکتهای تجاری((هاکوپیان جورجیو ارمانی ورساچی)) …عکاسی مستند اجتمای برای نشون دادن زندگی انسانها در زمانهای مختلف مثلا موقع زلزله یا جنگ یا جشنها که میتونه به صورت شخصی یا برای خبر گزاریها انجام بگیره…..

    یا عکاسی منظره((که سبک خود من هست))…برای نشون دادن جاهای توریستی و مناطق بکر به جهت نشون دادن پتانسیل گردشگردی از نظر باستانشناسی و طبیعت گردی ….چرا که دوست دارم جاهایی که میبینم رو به دیگران نشون بدم تا اونها هم بتونن از این موهبت الهی به بهترین نحو ممکن استفاده بکنن…

  • سلام اقا احسان
    ممنون از درج نظرم و مطلب زیبایت…

  • mahsa:

    سلام واقعا از دیدن عکسهاتون لذت بردم و باید بگم تا حدی هم بهتون فبطه خوردم…من عاشق عکاسی هستم ولی تا الان نتونستم جدی دنبالش باشم ولی واقعا ازش لذت میبرم چون باهاش لحظه ها جاودانه میشن… ممنون از مطالبتون درباره عکاسی بیشتر راهنمایی کنین تا کسایی مثل من که عاشق این حرفه ایم ولی امکان پی گیری حرفه ای نداریم هم بهره ببریم . ممنون!

    • احسان:

      سلام. غبطه؟ واقعا؟ من فقط یک عکاس آماتور هستم که بطور جدی پیگیر هست!
      خوشحالم که شما هم علاقمند هستید. من تا اونجا که بتونم و فرصت کنم هم فتوبلاگ و هم اینجا رو به روز نگه خواهم داشت و هر چیزی که بلد باشم دوست دارم به دیگران هم یاد بدم.

  • سلام
    خوشحالم که از طریق گودر به مطلب من رسیدید! من با اینکه خیلی تو ذهنم بود که تو این مطلب بگم که بودن عکس در این کتاب اونو برای من چند برابر جذاب تر کرده بوده، ولی متأسفانه یادم رفت! به هر حال ما هم دستی در عکاسی داریم. هر چند هنوز اول راهیم شدیداً! راستشو بخواین خیلی خوشحال شدم که سایت شما رو دیدم. برای من کلاس درسی بود در نوع خودش! بسی مسرور گشتیم!
    در مورد کتاب هم اگه خواستین (اگر مدت دور بودنتون از ایران طولانیه) من می تونم براتون بفرستم.

نظر بدهيد

*


کاریکلماتور

Karikalamator blog

تبلیغات
اخبار سايت

برای دریافت آخرین مطالب و عکس‌ها در صفحه فیس‌بوک من عضو شوید.

موضوعات
خروجى‌هاى آر‌اس‌اس